تبليغاتX
مـ ــن گنــ ــاهکـ ــار نیسـ ــتم

مـ ــن گنــ ــاهکـ ــار نیسـ ــتم

 

من كله شقي كردم

من احمق بودم

كه رات دادم تو زندگيم

من تاوان دادم ..

من هميشه تاوان ميدم

بس نيست ؟؟

لطفاً برو ..

برو تو همون ابديت دنج

بذار يه بارم شده

تو خيالم نبينمت

من

خسته

شدم

م ن خ س ت ه ش د م

+نوشته شده در ساعتتوسط Loco | |

 

مي انديشم

كسي را

كه بودنش

از نبودنش

حداقل چندي فاصله دارد

و نبودنش از بودنش بي نهايت !!!

 

+نوشته شده در ساعتتوسط Loco | |

 

هیچـــ قولی وجود ندارد

هیچـــ  تضميني نيست

هيچـــ سندي نيست

تا ثابت كند

كه ما

تا انتهـــــاي راه

دستان يكديگر را

رهــــــــــا نخواهيم كرد  ....

 

+نوشته شده در ساعتتوسط Loco | |

 

هه ...هه !!

اومده میگه بچه بازی در نیار .. !!

نذار این رابطه تموم شه !!

نکن اینکارو

ولی اینو بدون آقاهه ..

دیگه جات اینجا نیست !

تو این دل لعنتی !!!

گفتم که از خیانتات خسته شدم !!!!

 ازینکه منو ابله فرض کنی خسته شدم !!!

خواستم خودمو وفق بدم ولی نشد !!

 

برو دست از سر من بردااااار بـــــــرو

شدم ار هرچی عشق بیــــــزار !! برو

 

+نوشته شده در ساعتتوسط Loco | |

و همچنان دارم با همه چیز خودمو وفق میدم

به اخلاق سگی بابام

به خیانتای پی در پی تو ...

به شرایط تخیلی زندگیم ..


+نوشته شده در ساعتتوسط Loco | |

 

من رو حرف تو حساب کرده بودمو ....

یادته رفیق؟؟؟

همه عشقارو جواب کرده بودمو ...

یادته عوضی ؟؟؟

از همه قشنگیای زندگی ..

یادت میاد نامـــــــــرد ؟؟؟

تنها تورو انتخاب کرده بودمو ...

 

ذره ذره !! خواستم نابودت کنم

ولی خودم چی؟؟ چی ازم موند ؟؟

 ۲ تا چشم بی احساس و یه دل سنگ

برو گمشو کثیف

 

+نوشته شده در ساعتتوسط Loco | |

 

فکر کن 

پدر شوهرت !

رشتی باشه

آخوند باشه !!!!

قاضی باشه !!

اُمُل باشه ...

خب معلومه که عقدت با هزارتا مشکل بهم می خوره !!

مشکلاتی از قبیل تیپ و قیافه دوستات

متاسفم  ...

 

 

 

+نوشته شده در ساعتتوسط Loco | |

هستم فقط کم رنگ !!! حوصله ندارم !

+نوشته شده در ساعتتوسط Loco | |

 

قسم می خوری که همیشه متعلق به من باشی؟!!؟؟

I will stand by you forever

+نوشته شده در ساعتتوسط Loco | |

 
پر زدم من توی چشمات ..!!
با تو من پرواز کردم ...!!
 

+نوشته شده در ساعتتوسط Loco | |

 
دیگه جایی نداری تو لحظه هام ..!!
همه چیز از نظر ِمن تموم شده  ...!!
از چشمام افتادی پسرک ِچشم رنگی .....!!!
سعی نکن منو احساسمو درست کنی ...
خودم می خواستم هم نمی شد ...
دلم می خواد
همین روزا بهم بگی
نذار دیر بشه !!!
یکی همین نزدیکی ها منتظره !!!
 
+ خیلی خوشم اومد ازت
خَمَم به اَبروت نیومد ...
 
 

+نوشته شده در ساعتتوسط Loco | |

 
خون ِ برادرم حلال شده  ..!!
کشتنشون آزاد شده  ...!!
دیدن ِجنازشون ممنوع شده .....!!!
خدایا بیا پایین ببین می تونی نفس بکشی ؟؟!!؟؟!!
بالا نشستی فقط نگاه می کنی ؟؟!!!!!
بغض ِتو نگاه مردمو نمی بینی ؟؟؟!!!
نمی بینی چه جوری گرد ِمرده پاشیدن
رو تمام ِاین شهر ِخاکستری ؟؟ !!!!!
 
 

+نوشته شده در ساعتتوسط Loco | |

 
گریه نکن نمی تونم ..
به سادگی رهات کنم ...
 
 
وااای چه شبای تلخیه
شبای بی تو بودنم !!!!!
۸۸/۳/۱۲
 

+نوشته شده در ساعتتوسط Loco | |

 
 
جای خالی تو !
تو همه ی لحظه های زندگیم  !!!
تو وجودم
تو قلبم
از من یه سنگ ساخته
یه سنگ یخی که
سوزش داره خودمو
از بین می بره
 
خالی تر از همیشه ...
بی حس تر از همیشه ...
۲۹/۰۲/۸۸
 
+ پر از حرف سكوتم

+نوشته شده در ساعتتوسط Loco | |

 
نه دخترک دووم بیار !!!
فراموش میشه ...
اونو نگاهش ...
دووم بیار ...
 
 
+ می خوام اعتراف کنم که من دارم کم میارم  ...
۱۶/۲/۸۸

+نوشته شده در ساعتتوسط Loco | |

 
خوشحالم که دست کثیفت
زود برام رو شد ...
 
+ دیگه هیچ کسو تو دلم راه نمیدم ...

+نوشته شده در ساعتتوسط Loco | |

 
واسه یه بارم شده ..
باید واسه غُد بازیات ...
بهای گزافی پرداخت کنی ..
اونم به قیمت از دست دادن ِ...
من و احساسم ...
 
+ می خوام یه مغازه میوه و تره بار بزنم ...
انقد که هندونه زیر بغل ِمن گذاشته !!
 
+ تو که لالایی بلدی چرا .... ؟؟؟
 
۱۲/۲/۸۸
 

+نوشته شده در ساعتتوسط Loco | |

 
 
من خیلی خوبم .. خیلی ...
فقط نمی دونم چرا این چند وقته ...
این سردرد لعنتی راحتم نمیزاره ...
من خیلی خوبم خیلی ...
فقط نمی دونم چرا اشکام هر لحظه هوس
 سرسره بازی دارن ..
من خیلی خوبم
فقط حوصله ی خودمم ندارم !!!!
 

+نوشته شده در ساعتتوسط Loco |

 
براش از جونم مایه گذاشتم ..
خوب جوابمو داد ...
وقتی میزاری
یکی زیادی ...
تو حیطه ی شخصیت وارد بشه ...
ریده میشه به خودت و ..
همه ی برنامه هات ...
مثل الان من !!!!
اونوقت خودتو یه موجودِ
بی خاصیت ِ تک سلولی میبینی ...
که هنوز خانواده ی خودشم نشناخته ...
چه برسه به بقیه ...
 
+ خدایا تو بگو ...
با بنده هات چه جوری رفتار کنم ؟؟؟؟؟؟!!!!
 

+نوشته شده در ساعتتوسط Loco | |

 
تصور کن ..
یه صبح بهاری ...
با یه بارونِ دل انگیز ...
داری قدم و می زنی و لذت می بری ...
و مردی با آلتی آویزون ...
: بخور بخور ...
 
+ اولین بار بود چنین صحنه ای رو می دیدم ..
+ خیلی ترسیدم ..رید تو حسم ...
۸۸/۱/۱۱

+نوشته شده در ساعتتوسط Loco | |

 

آخه کثیف تو برو خودتو درست کن ...
میای واسه من از نماز و قرآن حرف می زنی ..
من هرچی باشم ذاتم مثل تو نیست
تویی که میای زر زر می کنی ...
از ریختن آبروی نداشتت می ترسی ...
حالمو بهم می زنین ...
 
+ همه میرن مسافرت
خستگیشون در بره ...
واسه ما در نرفت که هیچی...
یه چیزی هم بهش اضافه شد ..
+ کسی می تونه یه قالب برام طراحی کنه ؟؟؟!!!
 
 
 
+ ایام ت*می بود
شکرت که تموم شد ...
۸۸/۱/۸
 

+نوشته شده در ساعتتوسط Loco | |

عیدتون مبارک دوستای خوبم
ببخشید نیومدم ...
عجله ای شد...
سال خوبی داشته باشید ...
دوستتون دارم زیاد ..
 

+نوشته شده در ساعتتوسط Loco | |

 

می گفت :
هر که پر ِطاووس خواهد ....
 جور ِ هندوستان کشد ..
نمی دونم چرا یه مدتی میشه
که یا جور هندوستان خیلی
بهش فشار آورده ...
یا پر ِ طاووسش جاشو با پر ِ کاغ عوض کزده ...
 

+نوشته شده در ساعتتوسط Loco | |

 

بعد از یه جنگ  اعصاب وحشتناک ...
دوباره برگشتم سر جای خودم ...
خدا یه حال اساسی بهم داد ...
باورم نمیشه ...
۸۷/۱۲/۱۴

+نوشته شده در ساعتتوسط Loco | |

 
سخته
دردناکه
کسی تورو در آغوش بگیره
و ببوسه
که ازش متنفری
بوی دهن و بدنش
حالتو بهم بزنه
عق
و دلت همش
پیش کس دیگه باشه
و عذاب وجدان
لحظه ای
رهات نکنه
از این همه
هیاهو خسته شدم
 
+ کارمم از دست دادم
+ منتقلم کردن جای دیگه
 
۱۳۸۷/۱۲/۵

+نوشته شده در ساعتتوسط Loco | |

 
شانس بدِ ما
آقا پروازش عقب افتاده ...
چقدر مهیار و ...
دلداری دادم ...
که میره میره ..!!!
تحمل کن ...
تموم میشه ...
میشم مال ِ خود ِ خودت
خب لعنتی جور و پلاستو ...
جمع کن برو دیگه ...!!!
مهیارم داره داغون میشه ...
چه جوری به مهیار بگم که ..
بازم باید صبر کنی ...
بازم ..
 
+ فردا تکلیف کارم مشخص میشه ..
+ برام دعا کنین ...اینجارو دیگه از دست ندم ...
 
 
۸۷/۱۱/۲۹
 

+نوشته شده در ساعتتوسط Loco | |

 
برای روز میلاد تن خود  ...
 
 
birthDay
 
 
۲۴/۱۱/۸۷

+نوشته شده در ساعتتوسط Loco | |

 
بچه ها همه کم آوردینـــا
به قول يه دوست :
درداتون انقد زياد شده ...
كه ديگه نمي تونين درد وب رو به دوش بكشين ؟؟؟؟!!!
آره ؟؟؟
منم مي خواستم برم ...
ولي نتونستم ....
دل بكنم ...
نه از اين صفحه ي سياه ...
نه از دوستام ...
نتونستم ...
 
پ .ن :
+ مهتاب كه رفت .. بي خبر
+ صبا هست ولي كمرنگ ...
+ فقط يه لطفي كنين هر كي خواست بره
  تو يه پست اعلام كنه ...
+ بي خبر نريد ...
 
 

+نوشته شده در ساعتتوسط Loco | |

 
فکر نمی کردم
انقدر کم ارزش باشم
که در عرض چند هفته ...
سرنوشت من با تو رقم بخوره ...
مثل خرید یه کالای کم بها ...
اگه واقعا می خواستی ...
خیلی زودتر اقدام می کردی ...
نه اینکه پدر و مادرت ...
از ترس تنهایی تنها پسرشون ...
بخوان بشم عروسشون ...
ولی نه ..
نمی زارم ...
نمیام ...
می مونم ...
۱۳۸۷/۱۱/۱۴

+نوشته شده در ساعتتوسط Loco | |

 

 
مهیار هم ارزش موندن نداره
ارزش اینکه رو همه هدف های بلند مدتم پا بذارم
دوسش دارم
واسه همینم نمی خوام داشته باشمش ...
ترس از دست دادنش داره داغونم می کنه
چه خوب می شد میذاشتمش تو قفس
تو یه قفس رنگی
فقط مال خودم بود
فقط با اون چشای سبز و کشیدش به من نگاه می کرد
نمی ذاشتم هیچ بنی بشری ببینتش ...
حیف !!!
نمیشه !!!
دلم میگه موندنی نیست !!!
ماهان برام شده فقط یه وسیله برای
رسیدن به هدفام
تصمیم گرفتم باهاش برم
امروز کار اقامتم مشخص میشه !!!
دیگه از این همه استرس خسته شدم !!!!
هراس از دست دادن مهیار...
هراس از دست دادن کارم ...
خسته شدم !!!
کسی می فهمه خسته شدم یعنی چی ؟؟!!!
 
 
پ. ن :
+ مهتاب آجی کجایی دارم میمیرم از نگرانی !!
+ کسی از مهتاب خبر نداره ؟؟؟
 
۸۷/۱۱/۶
 

+نوشته شده در ساعتتوسط Loco | |